loading

پاسخ به پرسش های متداول در مورد رشته کارآفرینی از زبان کارشناس

16:37 جمعه 17 فروردین 97
پاسخ به پرسش های متداول در مورد رشته کارآفرینی از زبان کارشناس

پاسخ به پرسش های متداول در مورد رشته کارآفرینی از زبان کارشناس

پاسخ به پرسش های متداول در مورد رشته کارآفرینی از زبان کارشناس

پریسا صدیق پور

کارشناسی ارشد کار آفرینی

سوالات مشابه و گاه نیز پر تکراری در مورد تحصیل در رشته کارآفرینی از ما پرسیده می شود. در ادامه به برخی از این سوالات پر تکرار پاسخ داده ایم.

چند سال است که رشته کارآفرینی در ایران اجرایی شده و در چه مقاطعی دانشجو می پذیرد؟

رشته کارآفرینی اولین بار در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران اجرایی شد و این دانشکده نیز در سال ۱۳۸۶ با حمایت وزارت کار و امور اجتماعی احداث شد و از سال تحصیلی ۸۶-۸۷ اقدام به پذیرش دانشجو کرد.

در حال حاضر این رشته در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو می پذیرد.

پس از دانشگاه تهران دانشگاه های: شهید بهشتی، علامه طباطبایی، خوارزمی، شاهد، باهنر، علم و صنعت و دانشگاههای شهرهای اصفهان، ایلام، کرمانشاه، گنبد، سمنان و مازندران نیز اقدام به پذیرش دانشجو در این رشته نمودند.

در رشته کارآفرینی چه واحدهایی تدریس می شود و گرایش های مختلف آن چیست؟

رشته کارآفرینی در گرایشهای مختلفی نظیر: کسب و کار جدید، سازمانی، فناوری، آموزش و ترویج کارآفرینی، توسعه، تکنولوژی اطلاعات، کشاورزی، mba، کسب و کار الکترونیک، گردشگری، بین الملل، آموزش عالی، کارآفرینی فرهنگی و عمومی ارائه می شود.

ولی دروس اصلی که در تمام گرایشات یکسان است به شرح زیر است:

تئوری های مدیریت پیشرفته، مدیریت رفتار سازمانی پیشرفته، تئوری های کارآفرینی، تشخیص فرصت های کارآفرینی، طراحی و تدوین طرح کسب و کار، کارآفرینی در بستر فناوری اطلاعات، تحلیل محیط کسب و کار و مدیریت استراتژیک کارآفرینی.

با توجه به گرایش های متفاوت هر گرایش متناسب با رویکردی که دارد هشت واحد تخصصی نیز می گذراند.

افرادی که در این رشته تحصیل می کنند از نظر دیدگاه اقتصادی و ریسک پذیری در بازار کار چه تفاوتی با دیگران دارند؟

در این دوره روی ایجاد کسب و کار با ارزش افزوده فراوان و به کارگیری نیروی انسانی با تعداد بالا بسیار بحث می شود. دانش آموختگان به ایده پردازی و نوآوری تشویق می شوند و تکنیک های متفاوت ایده پردازی و شناخت فرصتها به آنها آموزش داده می شود.

دیدگاه کارافرینی سعی می کند مشکلات موجود در سطح جامعه و بین الملل را به شکل فرصت نگاه کند و دانش اموختگان با ایجاد کسب و کار معضلی را حل می کنند ( مانند استارت آپ اسنپ) و طرح های کسب و کار اینچنینی افراد بیشماری را از سطح جامعه به خود جلب می کند که بدون شک باید زیرساخت مناسبی برای پاسخگویی به حجم بالای مشتریان را نیز داشته باشد که درنتیجه آن نیز سود بسیار بالایی به کسب و کار سرازیر می شود. انتظار سود در بین کسانی که استارت آپ به راه می اندازند با کسانی که پروژه های کوچک جهت خوداشتغالی را راه اندازی می کنند متفاوت است.

موردی که در پاسخ به این سوال بسیار حائز اهمیت است این است که کارآفرینی را به لحاظ ریسک پذیری نباید با قمار بازی یکسان دانست، یک قمار باز تمام زندگی خود را برای رسیدن به هدف می بازد ولی کارآفرین برای خود مرزی دارد به نام ضرر قابل تحمل! او هیچگاه خط قرمزهای خود را برای رسیدن به موفقیت در کسب و کارش رد نمی کند و در حقیقت هنر کارآفرین خروج به موقع از کسب و کار ناموفق است.

البته به دانش آموختگان طی دوره تحصیل متدهایی آموزش داده می شود که بتوانند پیش از ورود به بازار موفقیت کالا وخدمات خود را محک بزنند و با بالا رفتن تقاضا عرضه خود را توسعه دهند که این کار ضرر و زیان را به حداقل می رساند.

دانش آموختگان در چه بخش هایی مشغول به کار می شوند؟

با توجه به گرایش های مختلف این رشته بخش های متعددی برای اشتغال وجود دارد و به چند مورد قابل اشاره ختم نمی شود. اما در یک دسته بندی کلی دانش آموختگان می توانند در بخشهایی زیر مشغول به کار شوند:

-دانش آموختگان با توجه به توانایی ها و علائق می توانند در بخشهای پژوهشی و تئوری پردازی در علم کارآفرینی به عنوان پژوهشگر به فعالیت بپردازند و فعالیت های دانشگاهی را دنبال کنند.

-آنها می توانند با گذراندن دوره های تکمیلی به عنوان منتور (مشاور کسب و کار) فعالیت کنند. منتورها افرادی هستند که می توانند مستاقان راه اندازی کسب و کار را از بدو شکل گیری ایده تا راه اندازی کسب و کار مرحله به مرحله هدایت کنند.

-یا در سازمان ها و موسسات مختلف در بخشهای نوآوری، ایده پردازی، توسعه محصول و ... به سازمانهای موجود خدمت کنند.

- و یا با بکارگیری دانش خود و ایده خوبی که دارند طرح کسب و کار خودشان را بنویسند و به طور حرفه ای وارد دنیای کسب و کار شوند و به یک کارآفرین تبدیل شوند.

بی تردید تحصیل در این رشته بر روی نگاه به کسب و کار، جامعه، حتی مشکلات جامعه و اشتغال تاثیر گذار خواهد بود و باعث می شود دانش آموختگان با نکته بینی و حساسیت های خاص با مقوله کسب و کار مواجه شوند و پیش از شروع هر کار آن را با عدد و رقم روی کاغذ بیاورند که این مورد هم می تواند تاثیر مثبتی بر آغاز کسب و کارها در جامعه داشته باشد و هم تاثیر منفی!

تاثیر منفی از این بابت که دیدن بسیاری نکات که از دریچه نگاه کارآفرینانه نمایان می شود عوامل بازدارنده را برای آغاز یک فعالیت کارآفرینی غریزی گسترش می دهد، خوب می دانیم بسیاری از کارآفرینانی که امروزه بسیار خوش می درخشند و کسب و کارشان پررونق است از این نقطه کارشان را شروع نکرده اند!

امروزه با ارزیابی های متعدد بسیاری از طرح های استارت آپی هیچ وقت استارت نمی خوردند.

و تاثیر مثبت اینکه افرادی که می خواهند به کسب و کاری ورود کنند صرف اعتماد به نفس و ریسک پذیری منابع، انرژی و زمان خود را برای طرحی که کارشناسی نشده هدر نمی دهند و می توانند در مرحله پیش از تولید و تست متوجه نقصان و ایرادهای طرح و ایده شوند و چرخش های مورد نظر را بوجود آورند تا به یک پیش تولید قابل قبول و مورد نظر مشتری و خریدار برسند.

تعداد ورودی دانشگاه ها در این رشته چندان راهگشا به نظر نمی رسد. کارآفرینی باید به عنوان یک نیاز، به طور حرفه ای و کاربردی وارد نظام آموزشی ما شود و از دوران دبستان تا دانشگاه به تمام افراد آموزش داده شود و به شکل سبک زندگی مورد توجه قرار گیرد تا صرفا یک دوره دانشگاهی! کارآفرینی باید در افراد جانعه نهادینه گردد تا جایی که یک دانش آموخته رشته صنایع، مکانیک یا شیمی و ... پیش از فارغ التحصیلی بداند تا با دانش و ایده هایش چه کار می خواهد انجام دهد و یا حتی پیش از آن بداند بر اساس نیازش باید در کدام تخصص یا رشته دانشگاهی ادامه تحصیل دهد.

اگر این رشته تعداد زیادی ورودی داشته باشد به نظر شما در بازار کار و اقتصاد مشاغل کشور تاثیر شگرفی ایجاد خواهد شد؟

بله، به طور حتم! جوانانی که تحصیلات آکادمیک دارند در چند سال اخیر ممکن است دو واحد کارآفرینی که احتمالا شامل یک سری تعاریف و ... می شود، گذرانده باشند که به غیر از آشنایی اولیه نمی تواند تاثیری در انتخاب کسب و کار آنها بگذارد. فارغ التحصیلان سال ۹۰ به قبل هم که به طور کلی هیچ اموزشی در دانشگاه با عنوان کارآفرینی ندیده اند.

به جرات می توان گفت کسانی که شغل آزاد دارند و بدون تحصیلات مرتبط و بدون گذراندن دوره های تخصصی در بطن جامعه کار می کنند به واسطه تجربه و آزمایش و خطا، کارآفرینی را بیشتر لمس کرده و به طور تجربی مفاهیم آن را فرا گرفته اند.

چرا که به طور خلاصه کارآفرینی چیزی نیست جز اینکه بدانیم من که هستم؟ چه کسانی را می شناسم؟ و چه کاری را بلدم؟ اگر نسبت به این سه پرسش آگاهی کافی حاصل شود اولین جرقه های کارآفرینی بوجود می آید.

من به عنوان دانش آموخته رشته کارآفرینی قصد دارم که در زمینه آمیختگی بازی ها و مهارت های کارآفرینی با سیستم های آموزشی کودکان کار کنم و فکر می کنم فرزندان ما از مقطع دبستان به این آموزش ها نیاز دارند و این فقدان بزرگ در سیستم آموزشی به راستی که دردآور است.

برچسب ها:

0 پیام

نظر شما در مورد پاسخ به پرسش های متداول در مورد رشته کارآفرینی از زبان کارشناس